مرتضى مطهرى
975
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
الْآخِرِ « 1 » . استاد : نه ، ما در بخش آخر كتاب عدل الهى اين دو آيهاى كه الآن شما خوانديد و آيات ديگر را طرح كردهايم و از نظر خودمان آن تضادهاى ظاهرى كه به نظر مىرسد همه را حل كردهايم . چون آنجا مفصل بحث كردهايم ديگر تكرار نمىكنيم . - به هرحال مسألهاى كه نويسنده مطرح كرده كه دين را به معنى يك نظام گرفته با بعضى از آيات سازگار است ( حالا لَكُمْ دِينُكُمْ را رها كنيم ) . مثلًا هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ « 2 » كه دينهاى باطل همه در يك سو و دين حق در يك سو و اين دين بر آن دينها پيروز مىشود . اين خيلى خوب است كه ما دين را به معنى آن نظام حق بگيريم كه بر نظامهاى باطل پيروز مىشود . يا مخصوصاً در آن آيه : الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ « 3 » كه در زمينهء نظام اجتماعى اسلام و رهبرى و حكومت و اين مسائل است . وقتى كه ما لفظ « دين » را بر كلمهء « نظام » تطبيق مىكنيم تمام اين مفاهيم و معانى در آن جمع مىشود ، ولى وقتى كه آن را در قالبهايى مثل اطاعت يا خضوع قرار دهيم ديگر ما نمىتوانيم آن مفهوم جامع را از دين استنباط كنيم . استاد : همان معنى سومى كه ايشان ذكر كردند همين نظامى است كه شما مىگوييد . اشكال ما دربارهء چيست ؟ چهار معنايى كه ايشان ذكر كردند چنين بود : يكى تسلط و فرمانروايى . آيا خود تسلط و فرمانروايى خدا جزو اين نظامى است كه شما مىگوييد نظام دين ؟ يا ايمان به اين تسلط و فرمانروايى ، كدام يك ؟ - به هرحال آن يك واقعيتى است كه در جهان هستى هست . استاد : آن واقعيت كه دين نيست ، ايمان من به آن واقعيت دين است . جزاى قيامت ، خود جزا ، وجود عينى جزا [ جزو دين نيست . ] در يك جا فرض اين است كه خود آن وجود عينى جزا دين گفته [ مىشود ] يعنى خود قيامت جزو نظام دين است . در حالى كه اعتقاد ما به فرمانروايى خدا و اعتقاد
--> ( 1 ) بقره / 62 . ( 2 ) توبه / 33 . ( 3 ) مائده / 3 .